X
تبلیغات
زولا
دوشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1389

به عنوان کودکی که سعی در متولد شدن دارد 

با جامعه شناسی وداع می گویم 

جامعه شناسی حالم رو بدمی کنه 

یه جورایی حالمو به هم می زنه 

منو یاد همه نداشته هام میندازه  

یاد اینکه هیچی نبودم 

هیچی نشدم 

هیچی نیستم

یاد درس خوندن های بی نتیجه 

دست و پازدن های بیهوده 

من کودکم 

منو چه به علم و دانش و یقین 

منو چه به درس و کتاب و مطالعه 

از جامعه شناسی فقط ژستش برام مونده 

 فقط اسمش برام مونده  

اسمی برای پز دادن 

اسمی برای پر کردن همه خالی های وجودم 

جامعه شناسی فریاد می زند 

استفاده ابزاری کافی است 

برای التیام عقده هایت کار دگر کن 

از فردا 

چی خوندی؟ هیچی 

خداحافظ جامعه شناسی  

عشق دوران جوانیم بدرود 

بدرود 

بدرود 

بدرود 

بدرود 

چه سخت است با عشقی خداحافظی کردن 

چه دردناک است از عشقی سوء استفاده کردن 

اما 

عشق من 

جامعه شناسی من 

قول می دهم بیش از این نامت را لکه دار نکنم  

قول می دهم دیگر از تو نام نبرم  

اما از من نخواه فراموشت کنم 

اجازه بده گاهی در تنهایی به تو بیندیشم  

به تویی که از من نبودی 

برای من نبودی 

اجازه بده گاهی برای نبودنت بگریم  

جامعه شناسی 

اولین عشقم  

عشقی ما قبل همه عشق هایم 

همیشه به یادت هستم 

 دوستت دارم   

و برایت احترام زیادی قائلم 

اما از من نخواه که با تو بمانم  

از من نخواه که ایستادگی کنم 

مرا تاب مقاومت نیست  

همه اشتباهات  

سستی ها 

تنبلی ها 

همه و همه را بپذیر و نادیده بگیر 

پایدار باشی و پیش رونده در این آشفته بازار !