X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 24 آبان‌ماه سال 1388

از حضورت از وجودت از بودنت

ناراحتم

غافلگیر شده بود

مثل موشی که تو تله افتاده

تو خودت اومدی

اگه خیلی عزیز بودی دعوت میشدی

همیشه دوست داشت فروبریزه 

اما وقتی فرو ریخت وحشت کرد

همیشه دوست داشت شکسته بشه

اما وقتی شکسته شد

ترسید

همیشه دوست داشت نقد بشه

اما وقتی انتقاد شد

برنتابید

توخودت اومدی

چون خودت اومدی پس میهمان نیستی

چون میهمان نیستی پس اشکالی نداره ....

توخودت اومدی

گیج بود

شایدم مست

نفهمید جنگ کی شروع شد

خودسازی

خودشناسی

خود شکوفایی

روح بزرگ

ظرفیت سازی

و باکوچکترین تلنگری

بمب

و البته تو خودت اومدی

متوجه شده بود ادم ها آن چیزی که میگن نیستن

معتقدبود که خود واقعی آدم ها را فقط میشه حس کرد

اماچرا موندی

چون فهمیدی و موندی پس زیر سوالی

چرا موندی

جواب بده چرا موندی

به خاطر بیابان های ذهنی ؟!

به خاطر مواجه شدن با یه عالمه هیچی ؟!

به خاطر دنیایی که نمی دونی باهاش چیکار کنی ؟!

به خاطر خودم که هیچی نیست ؟!

به خاطر خودت که هیچ کی نیست ؟!

به خاطر روبه رو شدن با زندگی؟!

به خاطر همه تجدیدی ها ی دنیا ؟!

به خاطر اینکه خودم اومدم ؟!

....